چگونه با مدل SOSTAC نرخ تبدیل و تعامل محتوای خود را افزایش دهیم؟ - آژانس دیجیتال مارکتینگ سروینو
چرا به یک مدل ساختاریافته برای بازاریابی محتوایی نیاز داریم؟
در دنیای امروز، بازاریابی محتوایی یکی از مؤثرترین روشهای جذب و حفظ مشتریان است. اما برای موفقیت در این حوزه، نیاز به یک چارچوب مشخص و دادهمحور داریم. مدل SOSTAC (مدل بازارایابی ساستک) که در دهه ۱۹۹۰ توسط PR Smith توسعه یافته است، یک راهکار جامع برای برنامهریزی و اجرای استراتژی بازاریابی محتوایی ارائه میدهد.
در این مقاله، بررسی خواهیم کرد که چگونه میتوان از مدل SOSTAC در بازاریابی محتوایی استفاده کرد و برای هر بخش از این مدل، یک مثال کاربردی ارائه خواهیم داد.
پادکست مقاله
چرا مدل SOSTAC برای بازاریابی محتوایی مناسب است؟
یکی از بزرگترین چالشهای بازاریابان محتوا، برنامهریزی، اجرا و ارزیابی موفقیت محتوا است. مدل SOSTAC به شما کمک میکند تا:
- یک نقشه راه دقیق برای تولید و توزیع محتوا داشته باشید.
- اهداف محتوایی را بهطور شفاف و قابل اندازهگیری تعیین کنید.
- از تحلیل دادهها و بازخوردها برای بهبود استراتژی محتوایی خود استفاده کنید.
مدل بازاریابی SOSTAC مخفف چیست؟
نام این مدل از حروف اول شش مرحله کلیدی آن تشکیل شده است:
S – تحلیل وضعیت (Situation Analysis): بررسی جایگاه فعلی کسبوکار و شناخت محیط رقابتی
O – تعیین اهداف (Objectives): مشخص کردن اهدافی که قصد دستیابی به آنها را داریم
S – استراتژی (Strategy): تعیین مسیر و نحوه دستیابی به اهداف
T – تاکتیکها (Tactics): جزئیات اقدامات و برنامههای اجرایی برای اجرای استراتژی
A – اقدام (Action): اجرای عملی برنامهها و تخصیص منابع
C – کنترل (Control): نظارت بر عملکرد و بهینهسازی بر اساس دادهها
مدل SOSTAC چگونه کار میکند؟
۱. تحلیل وضعیت (Situation) – چه چیزی و برای چه کسانی؟
تحلیل وضعیت به معنای درک شرایط فعلی کسبوکار، محتوا و بازار است. برای این کار باید:
- ممیزی محتوا انجام دهید تا ببینید چه محتوایی دارید، کدام عملکرد بهتری دارد و چه محتوایی کمبود دارد.
- تحلیل رقبا انجام دهید تا ببینید چگونه از محتوا برای جذب مخاطب استفاده میکنند.
- شناخت پرسونای مخاطب که شامل اطلاعاتی ازجمله سن، علایق، مشکلات و رفتارهای مصرف محتوا است.
فرض کنید یک فروشگاه آنلاین لباس دارید. بررسی میکنید که مقالات بلاگ شما در زمینه “مد و استایل” بازدید بالایی دارند اما محتوای ویدیویی ندارید. همچنین، متوجه میشوید که یکی از رقبا با ویدیوهای آموزشی درباره “نحوه ست کردن لباس” تعامل زیادی از کاربران میگیرد. این اطلاعات به شما کمک میکند که بدانید در استراتژی محتوایی خود چه تغییراتی ایجاد کنید.
۲. تعیین اهداف (Objectives) – چرا؟
پس از تحلیل وضعیت، باید اهدافی تعیین کنید که مطابق با اصول SMART (مشخص، قابل اندازهگیری، دستیافتنی، مرتبط و زمانبندیشده) باشند.
نمونه اهداف بازاریابی محتوایی:
- افزایش ۳۰٪ تعاملات شبکههای اجتماعی در ۳ ماه آینده
- رشد ۲۰٪ ترافیک وبسایت با استفاده از محتوای سئو شده
- افزایش نرخ تبدیل سرنخ به مشتری با انتشار محتوای آموزشی دقیقتر
فرض کنید، یک شرکت SaaS که نرمافزار حسابداری ارائه میدهد، متوجه شده که افراد زیادی از سایت بازدید میکنند اما تعداد کمی از آنها نسخه آزمایشی نرمافزار را امتحان میکنند. هدف این شرکت میتواند این باشد: افزایش ۱۵٪ نرخ تبدیل نسخه آزمایشی در ۶ ماه آینده با استفاده از مقالات راهنما و ویدیوهای آموزشی.
۳. استراتژی (Strategy) – چگونه؟
در این مرحله از مدل SOSTAC، باید مشخص کنید که چگونه اهداف را محقق خواهید کرد. استراتژی محتوا شامل:
- انتخاب فرمتهای محتوایی مناسب (مقالات، ویدیو، اینفوگرافیک و …)
- انتخاب کانالهای انتشار (وبسایت، اینستاگرام، یوتیوب و …)
فرض کنید یک برند تولیدکننده مکملهای ورزشی میخواهد آگاهی از برند را افزایش دهد. استراتژی آن میتواند شامل تولید محتوای ویدیویی در یوتیوب، مقالات وبلاگی درباره تغذیه ورزشی، و همکاری با اینفلوئنسرهای ورزشی در اینستاگرام باشد.
۴. تاکتیکها (Tactics) – چه چیزی و چه زمانی؟
اینجا مشخص میکنید که چه نوع محتوایی تولید کنید و چه زمانی منتشر شود. این شامل:
- توسعه تقویم محتوایی شامل موضوعات، زمان انتشار و کانالهای توزیع
- بهینهسازی محتوا برای سئو و شبکههای اجتماعی
فرض کنید یک آژانس مسافرتی تصمیم دارد ترافیک سایت خود را افزایش دهد. تاکتیک آن شامل:
- انتشار ۲ مقاله در هفته درباره راهنمای سفر به کشورهای مختلف
- تولید ۱ ویدیوی اینستاگرامی در هفته درباره نکات سفر
- ارسال خبرنامه ماهانه با پیشنهادهای ویژه سفر
۵. اقدام (Action) – اجرای محتوا و تبلیغ آن
مرحله اجرا شامل انتشار و ترویج محتوا است. راهکارهای عملی شامل:
- انتشار محتوا در وبلاگ و شبکههای اجتماعی
- استفاده از تبلیغات پولی برای افزایش بازدید محتوا
- اجرای کمپینهای ایمیل مارکتینگ برای بازاریابی محتوایی
فرض کنید یک برند لوازم آرایشی یک مقاله درباره “ترفندهای آرایشی برای پوست چرب” منتشر میکند و برای افزایش بازدید:
- مقاله را در اینستاگرام و لینکدین به اشتراک میگذارد
- از تبلیغات گوگل برای جذب کاربران بیشتر استفاده میکند
- در ایمیل ماهانه خود مقاله را به کاربران ارسال میکند
۶. کنترل (Control) – چرا سنجش عملکرد مهم است؟
آخرین مرحله شامل سنجش و بهینهسازی عملکرد محتوا است. ابزارهای تحلیل شامل:
- گوگل آنالیتیکس برای بررسی ترافیک سایت
- ابزارهای شبکههای اجتماعی برای بررسی تعاملات
- A/B تست برای مقایسه عملکرد نسخههای مختلف محتوا
به طور مثال، یک فروشگاه آنلاین بررسی میکند که کدام مقالات آموزشی فروش بیشتری ایجاد کردهاند و تصمیم میگیرد تعداد بیشتری از این نوع محتوا تولید کند.
جمعبندی
مدل SOSTAC® یک چارچوب ساختاریافته برای برنامهریزی و اجرای بازاریابی محتوایی است. با استفاده از این مدل میتوانید:
- شرایط فعلی محتوا را تحلیل کنید
- اهداف واضح و قابل اندازهگیری تعیین کنید
- استراتژی مناسب برای فرمتها و کانالهای انتشار تدوین کنید
- محتوا را برنامهریزی و اجرا کنید
- عملکرد محتوا را بسنجید و بهینهسازی کنید
سوالات متداول (FAQ) درباره مدل بازاریابی ساستک
۱. آیا مدل SOSTAC® فقط برای کسبوکارهای بزرگ مناسب است؟
خیر! این مدل برای هر نوع کسبوکار، از استارتاپها تا برندهای بزرگ، کاربرد دارد.
۲. چطور میتوان بهترین فرمت محتوا را برای مخاطبان انتخاب کرد؟
باید تحلیل کنید که مخاطبان شما به چه نوع محتوایی بیشتر واکنش نشان میدهند. میتوانید از طریق نظرسنجی یا بررسی تعاملات قبلی به این نتیجه برسید.
۳. چگونه بفهمیم که محتوای ما موفق بوده است؟
با بررسی معیارهایی مثل نرخ کلیک (CTR)، زمان ماندگاری روی صفحه، میزان اشتراکگذاری در شبکههای اجتماعی و نرخ تبدیل میتوانید عملکرد محتوای خود را بسنجید.
این مقاله به شما کمک میکند تا بازاریابی محتوایی را بر اساس داده و استراتژی پیش ببرید. آیا تجربهای از اجرای این مدل دارید؟ نظرات خود را با ما به اشتراک بگذارید.